
گاهی وقت ها فکر می کنم
بهتر است قلب آدمی
یک کنجی بنشیند و فقط نگاه کند به عبور ادم ها
گاه
دستی انگار ناخن می کشد بر دیواره های دلم
گاه
حرفی انگار تازیانه میزند بر باورهای دلم
گاه...
گاه ...
دلبستگی درد دارد وقتی
میخواهی مدام من و تو را ما کنی و نمی شود ...

همیشه باید یک بهانه باشد برای نوشتن
همیشه .....
من بی بهانه مانده ام
من
بی بهانه
مانده ام

یک وقت هایی هست
که دلم می خواهد یک گوشه دنجی پیدا کنم
و بعد
دور از چشم تمام آنها که چشم دوخته اند چشم هایم را
بنشینم و آرام زار بزنم
می فهمی که چه می گویم ؟؟؟
آرااااااااااااااااااااااااااااااااام زااااااااااااااااااااااااااااااااار بزنم ...
یک وقت هایی هست درست مثل این لحظه ....